معرفی کتاب هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره

اثر جی. آر. آر. تالکین از انتشارات روزنه - مترجم: رضا علیزاده-بهترین رمان ها

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ دوشنبه 23 بهمن 1396
اما هابیت یعنی چه؟ هابیت‌ها مردم کوچکی هستند، کوچک‌تر از دورف‌ها، عاشق صلح و آرامش و زمین‌های زراعی خوب‌اند. از ماشین بدشان می‌آید، اما ابزار را ماهرانه به کار می‌برند. چالاک‌اند، اما دوست ندارند عجله کنند. چشم و گوش‌شان تیز است. خیلی زود چاق می‌شوند. لباس‌های به رنگ روشن می‌پوشند، اما خیلی کم کفش به پا می‌کنند. داستان این موجودات دلچسب است. داستانی به خودی خود کامل، اما پر از نشانه‌هایی که خبر از آینده می‌دهند. این کتاب روایت ماجراهای‌ بیل‌بو بگینز، همان هابیت سفر کرده و سرگردان است که حلقه یگانه قدرت را پیدا می‌کند (و بعضی‌ها می‌گویند دزدید) و با خود به شایر آورد؛


خرید اینترنتی کتاب هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره
معرفی کتاب هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره
جستجوی کتاب هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره در گودریدز

معرفی کتاب هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره از نگاه کاربران
امشب خواندن آن را به بچه ها پایان داده است. من باید در مورد آن فردا بنویسیم بعد ... تقریبا دو دهه از زمان آخرین خواندن هابیت خواسته بودم، و سال های مداخله به رابطه ما لطف نداشت. در آن زمان، Lord of the Rings را دیدم که تفسیر آنها از روی صفحه نمایش پیتر جکسون را خیره و خیره کرده بود. من پاسخ فکری من به تلکین را اصلاح کردم، اگر نه احساسات من، به دلیل نژادپرستی ذاتی در سهگانه، و بعد دوباره آن را به دلیل جنسیت اصلاح کردم. اما هابیت در سالن نمایش می دهد و بچه های من هم طرفداران عالی Benedict Cumberbatch و Martin Freeman هستند - شرلوک و واتسون در به روز رسانی BBCs Holmes - و از آنجایی که آنها فقط بازی می کنند بازی Smaug و Bilbo Baggins، به ترتیب من فکر می کردم این زمانی بود که من با بچه های من دوباره به زمین میانه می رفتم، و کنار گذاشتن نارضایتی های Tolkien برای بیدار شدن برخی از سحر و جادو غیر Potter در دل خود. این تنها بهترین تجربه خواندن با صدای بلند بود که من تا به حال داشته ام، و Ive بسیاری از کتاب های بسیاری را با Tà \"و LoÅ¡ در هفت سال خوانده شده است. آنها آن را دوست داشتند هیچ چیز دیگری Ive خواندن. MiloÅ¡ واقعا در یک نقطه گنگ، (مشاهده اسپویلر) [هنگامی که تورین مرده است (پنهان اسپویلر)] که من به طور کامل توسط تعجب به من رسید. Brontà \"adiled Fili \u0026 amp؛ Kili، و برخی از تصاویر چشمگیر Smaug را کشیده است. حتی Scoutie یک بار در یک لحظه راه خود را به خواندن در اوردن، میخواهد بخشی از انرژی و هیجان باشد. خواندن Hobbit با صدای بلند چیزی بود که من انتظار داشتم. من انتظار داشتم که خواندن به عنوان یک شلوغ باشد. من فکر کردم که توطئه لزر پروانه ی حلقه ها، که زبان بسیار توصیفی و شبهآزاد است که به جنگ حلقه ها بسیار اهمیت می دهد، و من فکر می کردم که بچه های من علاقه مند باشند (هرچند من مجبور بودم امتحانش کنم) . پسر، اشتباه کردم من به یاد می آورم که بیلبو راوی راوی کمی تیزهوش بود، اما تصور می کردم که او مانند تولکر است. من همیشه آن را به یاد می آورد، اما آن را نداشت و او نمی کرد. روایت و روایت فقط به نظر بیلبو Baggins، مانند Bilbo Baggins بود، بلبو Baggins، با Bilbo اغلب در معرض کاملا به معنای واقعی کلمه در گفتن (مخفی کردن هویت خود، البته، به عنوان هر حامی خوب حلقه). این گفتگو بین بیلبو و بچه های من بود و من توانستم بیلبو تبدیل به داستان هابیت بشمارم، نه به عنوان یک پدر برای خواندن بچه هایش در زمستان سال هفتم. در طول خواندن من، چیزی شگفت آور به من وارد شد ، چیزی که هر بار تاییدش را از دست داد، این کتاب را در گذشته خواند و نابغه واقعی تولکینز آن را نوشت. من همیشه در ساختمان دنیای او، ژیمناست زبانی اش، اسطوره های عمیق، باورمندی و قاطعانه اش (حتی زمانی که مسائل دیگر باعث ناراحتی من شده است) هیجان زده شدم. من با خلاقیت شدید ذهن توکینز دمیده ام. اما ناگهان متوجه شدم که او واقعا نویسنده ی ظریف است. هابیت، می بینید دروغ است. شاید دروغ سفید باشد، شاید یک غفلت بیش از حد توسط یک بازیکن کمی که خودش را به ستاره تبدیل کند، اما دروغ است از ابتدا تا انتها، و تولکر می خواهد ما دروغ را پیدا کنیم (و برای این کار ما باید خوب باشیم) آشنا در پروردگار حلقه ها - به طوری که JRR مشغول تحمیل برخی از درون ظاهری عمیق، در میان چیزهای درخشان دیگر بود) و آقای آقای Baggins را دوست دارم بیشتر برای دروغ. در پروردگار حلقه ها، دید وسیع و عینی از چهار hobbits ، هر قهرمانانه به شیوه خود، هر چشمگیر، هر احمقانه و یا ضعیف، هر کدام قادر به تصمیم گیری و رانندگی هستند، اما آنها صرفا بخشی از کل بزرگتر هستند. آنها اعضای یک حزب هستی هستند که می توانند و همین کارها را انجام دهند. آراگورن پادشاه است؛ گاندالف سفید، نایا گری، کاتالیزور عمل است؛ Boromir شایسته و شکنجه شده و به طور غم انگیز قهرمانانه است. Legolas و Gimli و Eomer و Eowyn و Treebeard و Gollum و Faramir و دیگران همه نقش ها را بازی می کنند، همه توان دارند، همه اهمیت دارند. اما در هابیت - بجز گندالف یک بار در یک زمان - بیلبو Baggins، یا به همین ترتیب او به ما می گوید، تنها کسی است که قادر به هر چیز عالی است، و هر کس لحظات عالی، اگر آنها آنها را، به او بستگی دارد. او مانند هیچ Hobbit دیگر که تا کنون زندگی کرده است. او همچنین به طور کامل پر از گوز، که باعث می شود من او را بیشتر دوست دارم. این احتمالا یک واقعیت در همه چیزهایی است که روحانی ناخودآگاه و ناخوشایند ما را به ما می گوید، اما هرچیزی که واقعا جنجالی نیست واقعا مهم نیست، چون هابیت درباره حقیقت صحبت نمی کند، بلکه در مورد بافت یک داستان است، و این زمانی است که J.R.R. Tolkien می رسد که بافی کاملا. Hobbit برای کسانی که آن را بخوانند و کسانی که آن را بخوانند بسیار هیجان انگیز است. من تعجب می کنم که این فیلم با بی بیوپس، فریبکارانه وبسایت، به چالش کشیده خواهد شد. آیا جکسون آن را مستقیما پخش می کند و داستان را همانطور که او به پروردگار حلقه ها گفت (من نمی توانم یک اشتباه بزرگتر را تصور کنم) بازگو کنم؟ آیا می شود آن را خشن و جدی گرفت، و آیا Bilbos دروغ به عنوان حقیقت می شود؟ آیا فیلم کتاب، دروغ و همه چیز خواهد بود؟ آیا جکسون به نوعی ما را به بلبوس می کشد؟ یا او را به عمق داستان می چسبانید و به ما هابیت که واقعی بود، اما هرگز آن را بر روی صفحه ساخته شده است؟ همه این رویداد ...

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را دوست دارم قبل از اینکه چقدر دوست دارم کتابهای Tolkiens را ذکر کنم، ذکر کرده ام؟ آنها بخشی از دوران کودکی من هستند و خاطراتم به شدت آنها را دوست دارند (بله، من یک نوع دلتنگی شخصی هستم). هابیت از بسیاری جهات از همه کتابهای من بخشی از کودکی من است. مطمئنا اولین بار بود که وقتی 10 سال پیش به عنوان خوانده شده آن را وارد دنیای Tolkiens شدم. بنابراین تصمیم گرفتم این بار برای پنجمین بار به عنوان بخشی از چالش فانتزی دوباره خواندن و دوباره خودم را با یک داستان که قلبم را می شناختم، باز کنم. و آنچه که من متوجه شدم مرا شگفت زده کرد. حتی اگر من این داستان را خیلی خوب می دانستم، مجددا عمیق پنهان پیدا کردم. برای یکی از چیزهایی که توکیانز را دیدم، با برخی از نقل قول ها، درخشیدم. به عنوان مثال در گفت و گو زیر: گاندالف: @ برای پدربزرگ و مادربزرگتان به دنبال شما هستم، و به خاطر فقید بلادونا، من به شما می دهم آنچه را که برای شما خواسته بودید. @ بیلبو: ببخشید، من از هر چیزی خواسته ام! @ Gandalf: @ بله، شما داشته باشید! دو بار در حال حاضر عذر خواهی میکنم من آن را به شما می دهم در حقیقت من خیلی دور خواهم شد تا شما را در این ماجراجویی بفرستم. بسیار خوشحال کننده برای من، خیلی خوب برای شما و سودآوری نیز بسیار به احتمال زیاد، اگر شما تا به حال بیش از آن. @ و این یکی از نمونه های بسیاری از من اشاره کرد این بار در اطراف. چیز دیگری که نمیتوانستم کمک کنم اما مقایسۀ آنچه که با این مطلب داشتم مقایسه شده است: تریلر Hobbit البته متوجه شد که تریلر یک لحظه را نشان می دهد که نزدیک به تاریکی Lord of the Rings است و باید به این نکته توجه داشته باشید که پیشنهادات مربوط به موریا و Necromancer در The Hobbit نقش مهمی در فیلم ایفا می کند. پس از همه Necromancer Sauron است. اما در اینجا نتیجه گیری می کنیم که در پایان سال یک فیلم شگفت انگیز به وجود می آید و این داستان تمام توان خود را حفظ می کند و هیچ کدام از زیبایی های آن را از دست نمی دهد. اگر شما آن را بخوانید، آنگاه شما را به کتابفروشی و یا کتابخانه احضار میکنید و یک کپی دریافت میکنید. ضمیمه - دوباره این یکی از آن چیزهایی است که به عنوان یک تصویر پس از آن اضافه شده است و آنچه را که من در مجله دوم نوشتهایم، حتی اگر واقعا تفاوتهایی وجود داشته باشد، تبدیل میکنم. 1. تریلر جدیدی را در اختیار شما قرار می دهد، بنابراین فکر می کنم که لینک آن را در نظر من پیدا می کنم. من شخصا این فیلم را مشتاقانه پیش بینی می کنم. من می خواهم دیدگاه دیگری از این کتاب را بر روی صفحه نمایش ببینم، یکی از آن (امیدوارم به همان اندازه خوب یا بهتر) چه پیتر جکسون با حلقه ها انجام داد، به داستان ادامه می دهد و در عین حال آن چیزی را که می توانم ببینم و ببینم: که در کتاب است! (همچنین من واقعا می توانم این را در سینما تماشا کنم چون پدیده Lord of the Rings را به عنوان یک کودک 7، 8 و 9 ساله از دست دادم ...) تریلر Hobbit 22. به عنوان یک بروزرسانی دیگر، در نهایت، قسمت هابیت را دیدم 1. من آن را دوست داشتم و واقعا در انتقاد از آن مقابله کردم. 3D 48 فریم در ثانیه، در حالی که چند دقیقه طول کشید تا استفاده شود، برخی از بهترین استفاده از 3D در یک فیلم که Ive بدون اجباری دیده بود، ارائه شده است. من با آنچه که در انطباق كتاب كودكی مورد علاقه ام قرار گرفتم بسیار خوشحالم. من دوست داشتم ریخته گری شود. مطمئنا به محض این که شنیدم که مارتین فریمن در حال رفتن به بیلبو بود، فکر کرد: انتخاب درخشان است. من فکر کردم انتخاب بازیگر برای تورین عالی بود. بسیاری از مردم می گویند که در کتاب متفاوت است، اما بسیاری از ویژگی های شخصیت های کتاب را در توصیف فیلم ها می بینم. صحبت از کتاب در مقایسه با فیلم من فکر نمی کنم که آنها بیش از حد پیچ ​​و خم طرح. اضافه کردن آنها ساخته شده، به نظر من، آن را با اطلاعات جزئی از پروردگار حلقه ها به زیبایی (در واقع تقریبا همه چیز در فیلم سازگار با منطق درونی جهان Tolkiens و این فیلم ها - آنها با چیزهای کمی کمتر messed به هر حال فیلم های \"پروردگار حلقه ها\"). قدم زدن عالی بود و در واقع من فکر می کردم که سرعت کلی بهتر از فیلم های \"پروردگار حلقه ها\" است. این فیلم هنوز هم یک فیلم هابیت به من است، فیلم آن نیز فقط یک فیلم میانه زمین است ... حدس می زنم که احتمالا تغییر عمده در لحن است، اما همه ما می دانستیم که تن، ترکیبی از تسکین خنده دار و جدی بودن تاریکی خداوند است از حلقه ها این فیلم همچنین یک حرکت هوشمندانه در افزودن گالادریل به ارائه شخصیت زن در یک بازیگر مردانه انجام داد. 3. سه هفته پیش، بخش دوم سه گانه هابیت را دیدم. تغییراتی وجود داشت که دوست داشتم، بعضی از آنها یک لمس عجیب و غریب را پیدا کردند، اما در کل این یک فیلم بود که بسیار، خیلی بهتر از اول بود. این اساسا فقط یک فیلم عمل شایسته است و با توجه به این که کتاب یک ماجراجویی و کتاب عمل است که کار می کند. علاوه بر این علاقه عشق نیز ممکن است به طرح زیاد اضافه نکند، اما شخصیت زن را (که به شدت از نقش فعال در کتابها کم می کند) و یک اشاره از عاشقانه که همه حماسه های خوب نیاز دارد اضافه می کند. همچنین: اسموگو، عنکبوت و صحنه سوار کردن بعضی از بهترین صحنه هایی که من امسال دیده ام! به عبارت دیگر، این فیلم ها فیلم های خوب عمل می کنند که کتاب را به روز می کند به طریقی که بعضی افراد دوست ندارند اما هنوز سرگرم کننده هستند!

مشاهده لینک اصلی
پدر و مادر من نسخه بی بی سی از این در وینیل بود زمانی که من حدود 3-4 ساله بودم، و آنها را برای من روی چهار یا پنج نوار آنالوگ که هر روز صبح گوش می دادم گذاشتم. اعداد ساعت ها و ساعت ها را در ابتدای هر روز به گوش دادن به بازیگر انگلیسی باز می گذارد و این کلمات را می خواند، آنها را به قلب می برد و آنها را حفظ می کند تا زمانی که رات شوند. در آن زمان پنج ساله بودم، می توانستم هر لحظه از کتاب را شروع کنم و می توانستم ادامه دهم، کلمه ای که از دهان جوانم بیرون می آید. به یاد داشته باشید، سه یا چهار تن از دوستانم یک روز پس از یکشنبه یک مدرسه جمع می کردند، آنها را نشستند و شروع به گفتن این داستان کردند: @ در یک سوراخ در زمین یک هابیت زندگی می کرد. یک حفره تند و زننده، کثیف و مرطوب، پر از پایان کرم ها و یک بوی تند، و نه یک سوراخ خشک، لخت، شنی بدون هیچ چیزی در آن به نشستن و یا به خوردن: آن بود hobbit سوراخ، و آن به راحتی میفهمم @ من فکر میکنم خیلی طول کشید تا داستانهایم توسط والدین به دنبال بچه هایشان تعطیل شد و وقتی که سن داشتم، این توانایی فوق العاده را فراموش کردم و از دست دادم که بچه ها باید به راحتی کلمات و داستان ها و زبان ها را به راحتی به زبان بیاورند. والدین چند سال پیش دوباره نسخه بی بی سی هابیت را خریدند. من واقعا باید آنرا حفاری کنم و به آن گوش کنم. ممکن است برخی از سیناپس باستان در مغز من دوباره شروع به شلیک کنند و همه اینها عجله می کنند.

مشاهده لینک اصلی
به عنوان پدر پدر بیلبو، @ زمان سوم برای همه پرداخت @، می گویند. این دقیقا همان چیزی بود که من با خواندن «هابیت»، اولین اثر داستان توکیان منتشر شد. در واقع، بیلبو کشف کرد که بیش از قاشقها را از دست داده است: شهرتش را از دست داده است. مطمئنا او همیشه یک دوست الف ها بود و افتخار دریافت کوتوله ها، جادوگران و افرادی از این نوع را داشت که از طرف او عبور می کردند؛ اما بار دیگر در نظر گرفته شد کاملا قابل احترام است. در واقع، همه کوتوله در نظر گرفته vizinhançao  «esquisito» â € \"به جز برادرزاده و خواهرزاده از طرف گرفت خود را، اما حتی این توسط بزرگان در دوستی تشویق شدند که آنها او را داشته است. @ (ص 252) ممکن است ماجراجویی بعدی، بزرگترین آنها همه، با برادرزاده (؟) بیلبو بیشتر محترم می آیند.

مشاهده لینک اصلی
صادقانه من حتی در مورد چگونگی نوشتن این بررسی مطمئن نیستم. چگونه یک کتاب را بررسی می کنید که تاثیری در زندگی شما دارد، همه چیز را از کودکی دور کنید؟ J.R.R. Tolkien اولین بار بود، و هنوز هم، نویسنده مورد علاقه من در تمام دوران است. همیشه از کلاس پنجم که من کتاب \"ارباب حلقه ها\" خود را به سرقت برده بودم (همه ی سه نفر در یک!) و سرتاسر مدرسه را خواندم هر فرصتی را داشتم که حتی یک بار یا دو بار آن را گرفته بود، بله، من آن بچه بودم، دوست داشتم دنیای زمین میانه. در حالی که من خواندن Hobbit را پس از خواندن مجموعه ای از پروردگار حلقه ها (دو بار) آن را به همان اثر بر من بود. زمین میانی احتمالا اولین چیزی بود که من واقعا با آن وسواس شدم. من فکر نمی کنم دنیای خیالی دیگری وجود داشته باشد که می خواستم در خاورمیانه زندگی کنم. در حالی که جهان از هری پاتر و نرنیا فرار من بود وقتی که من جوان تر بود جهان دنیای Tolkiens است و همیشه قوی ترین خواست به من خواهد شد. شاید همین دلیل من چند نسخه از The Hobbit و پروردگار حلقه ها را داشته باشم و در حالی که سعی کردم کتابی از مجموعه \"Lord of the Rings\" را بخوانم، هر ساله برای بازگشت دوباره به The Hobbit دیر شده بودم. با فیلم اخیرا خارج از تئاتر و یک باشگاه کتاب محلی آن را برای خواندن آن برای این ماه من تصمیم گرفتم که قطعا زمان خواندن آن را دوباره. من برای من تعجب نکردم وقتی که خواندن آن دوباره به دنیا پرتاب شد که تولکر ایجاد کرده بود و در حالی که داستان هنوز هم با من آشنا بود حتی بعد از این همه سال من هنوز در این داستان درگیر بودم، پایین. @ پس از آن چیزی که Tookish بیدار در داخل او بیدار شد و آرزو کرد کوه های بزرگ را ببیند و درختان و آبشارها را بشنود و غارها را کشف کند و یک شمشیر به جای یک چوب طناب بپوشد. تقریبا هر کس این احساس را دارد، میخواهد برای ماجراجویی و سفر و دیدن جهان. این احتمالا بخشی از دلیل است که من از این کتاب خیلی لذت بردم. وقتی جوانتر بودم، همیشه وانمود میکردم که در حیاط خلوت ماجراهایی را ببینیم که خانه درخت ما تبدیل به بسیاری از چیزهای عالی شده است. این کتاب به شما اجازه می دهد بر روی یک ماجراجویی پر از trolls، goblins، اورک ها، سحر و جادو، اژدها، dwarves، جادوگران، الف ها، طلا، و همه چیز یک کودک جوان می تواند در یک داستان می خواهید بروید. در حالی که برخی ممکن است جزئیات Tolkiens (به ویژه در پروردگار حلقه ها) را پیدا کند خسته کننده و بیش از حد آن چیزی است که زمین میانه را به طوری واقعی ساخته شده و به همین دلیل آن را به عنوان یک قلمرو فرار بزرگ بود. اما به اندازه کافی از این نوستالژی من می توانم برای ساعت ها ادامه داشته باشد. در مورد کتاب به طور کلی چیزهای زیادی وجود دارد که من در مورد آن دوست ندارم. این اقدام و ماجراجویی است اما پس از آن طنز و آواز وجود دارد! بدون اینکه بخواند یک داستان ماجراجویی خوب است؟ @ بیش از کوه های مرطوب سرد است. از طریق زندان ها عمیق و غار oldWe باید دور دور افتتاح dayTo ادعا طلا فراموش شده ما طولانی! @ این کتاب است که عناصر برای همه سنین، آن را می توان خواندن و لذت بردن از بچه ها و هنوز هم لذت بخش به عنوان یک فرد بالغ. Tolkien واقعا می تواند یک داستان کامل را بافتد. من عاشق راوی در این رمان برای راوی است در حال حاضر همه چیز را می داند که اتفاق افتاده است و به رویدادهایی که در انتهای کتاب اتفاق می افتد که شما فکر می کنید، @ نمی گوید آنچه اتفاق می افتد! @ این فقط آن ساده است تاکتیک که شما را در تمام طول شب خوابیده اولین بار که این کتاب را بخوانید. پس از اولین بار که شما آن قطعات را بخوانید و فکر می کنید،No من نمی خواهم به آن بخش! @ یکی از آن دلیل که شما می دانید چه چیزی جذب می شود و گاهی اوقات شاد ترین حالت ها و دو است که بدان معنی است که شما نزدیک به پایان کتاب . بخش مورد علاقه من این کتاب احتمالا همه ی کراوات به لرد حلقه ها است، به خصوص پیدا کردن یک حلقه و بازی معماهای. در حالی که من عاشق تمام اقدامات و موارد مشابه در کتاب من فقط عاشق بازی معماهای. این است که شما واقعا Bilbos عجیب و غریب (حتی اگر او را تقلب) و معماهای خود را فقط سرگرم کننده است. من معماهای را دوست دارم، بنابراین من سعی می کنم پاسخ را قبل از ادامه خواندن حتی اگر فیلم برخی از آنها آسان ساخته شده است. همچنین جالب است بدانیم چگونه شخصیت بیلبو در سراسر رمان تغییر می کند. در ابتدا او فقط یک Hobbit ترس است که به نظر می رسد در ابتدا پشیمان او تصمیم به رفتن به یک ماجراجویی با dwarves. به نظر می رسد که ابتدا دورف ها واقعا بیلبو را به عنوان یک دارایی بزرگ برای این گروه ببینند و برای نیمه اول به نظر برسند. اما همانطور که کتاب پیشرفت می کند، بیلبو را می بینید که باهوش تر و قوی تر است. من به شما یک اسم بدهم، به او گفتم، و من به شما می گویم که استینگ @ من فکر می کنم این یکی از قوی ترین خطوط بیلبو در کتاب است که در نهایت پذیرش ماجراجویی و بیشتر که خودش حتی می داند وجود دارد. همانطور که بیلبو به خود میآید، شما میبینید که عقل و عصبانیتش حتی بیشتر نشان دادن دورفهاست که ممکن است ارزشمندترین دارایی گروه باشد. درست بعد از بیلبو به عنوان شخصیت مورد علاقه من Thorin Oakenshield است. من فکر می کنم دلیل اصلی اینکه او یکی از علاقه مندان من است به خاطر شباهت ها به Aragorn به عنوان یک پادشاه بدون تاج. در حالی که او اشتباهات بسیاری را در راه به کوه و حتی afte ...

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره


#ادبیات اقتباسی - #داستان ماجرایی - #داستان فانتزی - #ادبیات آمریکا - #ادبیات داستانی - #ادبیات نوجوان - #داستان حماسی - #ادبیات کلاسیک - #دهه 1930 میلادی - #تازه های ایران کتاب - #لیست برترین رمان های ادبیات نوجوان - #انتشارات روزنه - #جی. آر. آر. تالکین - #رضا علیزاده
#انتشارات روزنه - #جی. آر. آر. تالکین - #رضا علیزاده
کتاب های مرتبط با - کتاب هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره


 کتاب دریا
 کتاب دیوید کاپرفیلد
 کتاب دن آرام
 کتاب یک بخشش
 کتاب عشق زن خوب
 کتاب بازگشت به کیلی بگز