معرفی کتاب اگر بمانم

اثر گیل فورمن از انتشارات هیرمند - مترجم: مهرآیین اخوت-بهترین رمان ها

میا هیچ خاطره‌ای از آن تصادف ندارد؛ تنها پس از آن را به خاطر می‌آوَرد: بدنِ آسیب‌دیده و غرق در خونِ خود را می‌بیند، می‌بیند که او را سوار آمبولانس می‌کنند، خانواده‌اش را هم می‌بیند که…
اندک‌اندک باید خود را بازبیابد، باید بفهمد چه وضعیتی دارد، باید بفهمد چه از دست داده و زندگی‌اش چگونه خواهد بود؛ اما بدنش روی تخت بیمارستان است و خود او سرگردان و نامریی. مهم‌تر از همه آن‌که می‌فهمد خودِ او باید تصمیم بگیرد بماند یا برود.
داستانی زیبا که بی‌شک دل خواننده را به درد می‌آوَرَد اما شاید نگاهِ ما را به زندگی و خانواده و عشق تغییر بدهد.


خرید کتاب اگر بمانم
جستجوی کتاب اگر بمانم در گودریدز

معرفی کتاب اگر بمانم از نگاه کاربران
در یک لحظه، همه چیز تغییر می کند. هفتاد و یک ساله میا خاطره ای از حادثه ندارد؛ او تنها می تواند به همراه خانواده اش در کنار جاده ی اورگان با برف خیره کننده یادآوری کند. سپس، در یک چشمک زدن، او خود را در حال تماشای خود را به عنوان بدن خود را آسیب دیده از خراب گرفته شده است ... داستان پیچیده، لایه ای و زیبا در مورد قدرت خانواده و دوستان، انتخاب ما همه را انتخاب کنید و انتخاب نهایی دستورات میا - - - من آن را رها کردم: من این کتاب را دوست نداشتم. من فقط فکر کردم که کاملا بی فایده بود. هیچ چیز واقعا @ غمگین بود @ به جز زمانی که مایا مجبور بود بین ماندن / رفتن و غیره را انتخاب کنید و غیره و طرح من توجه من توجه - به طور عمده وجود دارد از یک قطعه در وهله اول وجود دارد.من کمی دلسرد به پذیرفتم من دوست نداشتم آن را در وهله اول. عمدتا به این دلیل که بسیاری از مردم آن را دوست داشتند، من احساس کردم که من حباب خود را به هم ریخته بودم. اما با گذشت زمان، بسیاری از مردم آن را دوست ندارند. بنابراین من تنها نیستم. اما قبل از اینکه شما به طور کامل به من خیره شوید زیرا دوست ندارید چنین کتاب @ Brilliant @ را داشته باشید، دلایل من را برای شما می گذارم. مایا برای علاقه مندی من خیلی خشن است. مطمئنا، او موسیقی را دوست دارد و قرار است آن را از سایر نقاط دنیا جدا کند. ناهیه این کار مثل این نیست. Shes به عنوان عادی / ساده به عنوان امکان پذیر است. وجود ندارد بسیاری از طرح. فقط یک دختر تعجب می کند اگر ریخته و یا می میرند یا ماندن. شاید برای بسیاری از شما، یک طرح فوق العاده است. نه برای من. با عرض پوزش، اما بازنویسی چیز من نیست .- که من را به نقطه سوم می آورد. این داستان داستان اشتباه است که نوشته شده است. به عنوان یک نویسنده، من قانون را پرستش میکنم، اگر شما مجبور به اضافه کردن بسیاری از داستان پشت به کتاب خود را قابل درک، سپس شما داستان اشتباه بگویید. @ من موافقم. این کتاب تنها خاطراتی است که با هم ترکیب شده اند. شاید من تنها کسی هستم که با این مشکل مواجه شده است، اگر چنین است، مرا ببخش. اما من واقعا واقعا این را دوست نداشتم اوه و برای آدم، من خیلی دوستش نداشتم او به نظر می رسید معمولی @ dark @ نوع. و یکی از چیزهایی که من واقعا در عاشقانه متنفرم، این است که وقتی نمیتوانم بفهمم چرا پسر و دختر برای یکدیگر سقوط میکنند. من متوجه شدم که هر دو اشتیاق به موسیقی دارند، اما بسیاری از افراد دیگر. * بیش از حد * نظر همه شما را دوست دارم. ذهنم تغییر نمی کند متاسف.

مشاهده لینک اصلی
من واقعا شوکه شدم که متوجه شدم این کتاب حتی من را نشکسته است. عجیب و غریب، با وجود اینکه شما اشک های خستگی را نمی بینید. سایر افراد: این کتاب احساس می کند که من به طور غیرمجاز می ترسم. م: صبر کن، جایی که من قصد داشتم فریاد بزنم، با وجود آنچه شما فکر می کنید، من آیا این بررسی را بر اساس این که آیا من گریه می کنم یا نه، پایه گذاری نکردم. من دو ستاره را به آن دادم زیرا به هیچ وجه بر من تأثیری نداشت. در عوض، من خسته شدم به غیر از این واقعیت که من خسته به اشک بود، من تا به حال چندین مسائل عمده با اگر من Stay.For یکی، من شکست خورده با اکثریت قریب به اتفاق از کاراکتر. اتصال فقط در آنجا وجود نداشت، که کمی به من ناسزا از این کتاب کمک می کرد. شناسایی با شخصیتها برای من به عنوان یک خواننده بسیار مهم است، به خصوص با این نوع از کتابها. من متوجه نشدم صدای صدای بی صدا که من می دانستم عمیقا در مورد نویسنده بود چرا که این نوع داستان را نداشت. شخصیت های این کتاب بسیار عالی بودند. از همان ابتدا (مشاهده اسپویلر) [و تنها (پنهان کردن اسپویلر)] صحنه از ابتدای کتاب، زمانی که خانواده همگی با یکدیگر بودند، قابل لمس بود. این مثل آن خانواده های کامل و غیر واقعی آمریکایی بود که در T.V. دیده می شد بسیار خوشمزه بود. اگر می خواهید چیزی درباره من بدانید، من چیزهای عالی را از دست می دهم. کمال خسته کننده است به عنوان hell.Quite اغلب، من داستان را به عنوان یک بیت مایع یافت شد. آن را به طور مداوم پرش از یک چیز به دیگری، بیشتر به تحریک من. برای خلاصه کردن کتاب، اگر من اقامت بود، فقط یک آشفتگی درهم و برهمی از خاطرات، بدون یک عنصر ضروری: انسجام. من دوست دارم طرح این رمان را به یک سگ گمشده مقایسه کنم. بدون سر و صدا، بی وقفه سرگردان می شود، هیچ جا نمی رود. بارها بیشتر از اینکه می خواهم اعتراف کنم، قصد داشتم کتاب را کنار بگذارم. من پرسیدم چرا من می خواستم به این تلاش ادامه دهم. شاید استدلال کند که این قصد نویسنده بود؛ برای نشان دادن این احساس بی هدف برای نشان دادن چگونگی احساس مایا. در حالی که این نظریه خوب است، همه چیز واقعا باعث خواننده شده است و آنها را به پرسش در مورد اینکه چرا این کتاب را می خوانند مطرح می کند. اما احتمالا چیزی که بیشتر من را ناراحت کرد، پایان بسیار ناراضی بود. در حالی که این خواندن را داشتم، به این نتیجه رسیدم که ممکن است فقط شاید این همه خوردن متوقف شود؛ زیرا نویسنده چنین نتیجه ای درخشان، زیبایی و تغییر زندگی را به وجود می آورد که باعث می شود من این کتاب را 5 ستاره بدون تفکر دوم بگذارم. من می توانم از روی پای من بیرون بکشم. بدون شک می توان گفت که نتیجه گیری من این بود که چگونه نادرست بود. یکی از عوامل بازخرید این کتاب که من را از دادن یک ستاره به من متوقف کرد علاقه میا به موسیقی بود. شما به سختی می توانید شخصیت اصلی خود را به عنوان پرشور به عنوان او پیدا کنید، که یکی از کیفیت های اوست. من به شدت تحسین می کنم. شاید این کار اشتباه را از این کتاب انتظار داشتم. شاید این همه اشتباه را بشنوید و پیام را با یک مایل از دست ندهید. متاسفم، من فقط این کتاب را دوست نداشتم. به غیر از این که من به هیچ وجه حرکتی نداشته باشم، توجه من را نادیده گرفت، و به همین دلیل، من نمی توانم این کتاب را بیش از 2 ستاره بدهم. برای این سابقه، من این متن را از این کتاب متنفر نیستم، اما من فکر می کنم این بسیار ناراحت کننده از تحریک و تشجیع بود و آن را تنها تبار بود. هیچ چیز خاصی نیست. دیگران می توانند اگر من بمانند من قبل از پاییز من کپی می کنم.

مشاهده لینک اصلی
با وجود اعتیاد به مواد مخدره کلی در مورد این کتاب، من رزرو من بود چون من به استخوان های دوست داشتنی با خوش بینی مشابه رفته بود و به شدت توسط یک داستان است که هرگز واقعا در زمان خاموش و به سادگی یکنواخت و خسته کننده و خسته کننده بود نا امید کرد. پس از خواندن توضیحات Goodreads برای این، من چیزی از همان تصور و تنها می تواند امید من انرا یک تکرار performance.To صادقانه بگویم، اگر شما برای ماجراجویی سریع ء و یک طرح واقعا آوردن سپس مطمئن نیستم این کتاب برای دنبال شما. گایل فورمن با استفاده از ظرافت و نوشتن زیبا به داستان او در راه عمیقا احساسی و حرکتی می گوید. او لحظات شگفت انگیزی از چیزهای ساده تر را مانند بازی های ویولن و یا رفتن به یک کنسرت و یا شخصیت اصلی صرف وقت با پدربزرگ خود می کند. جایی که \"استخوان های دوست داشتنی\" یک کتاب در مورد مرگ بود، اگر من اقامت بسیار کتابی در مورد زندگی و چگونگی چیزهایی که ما نادیده می گیریم بسیار مهم است. فورمن ایجاد این معنا که زندگی همیشه ارزش زیستن، حتی زمانی که به نظر می رسد که تمام جهان را در حال فروپاشی - اگر شما هیچ چیز دیگری، شما هنوز هم یک دوست whod خطر زندگی خود را برای شما داشته باشد. هنوز هم فکر می کنم زندگی شما ارزش ارزش زندگی را ندارد وقتی که کسی به اندازه ای مخالف است؟ بسیاری از روابط مختلف در کتاب در راه های متنوع اما به همان اندازه متحرک گفته شده است. نویسنده رابطه پیچیده بین مادر و دختر، پدر و دختر، خواهر و برادر، پدربزرگ و مادربزرگ و نوه، دوست پسر و دوست دختر، و فقط از یک نفر نزدیک ترین دوست را نشان می دهد. میا، یک بازیگر سلحشور خجالتی از اورگان با تنها یک دوست نزدیک، در این کتاب نشان داده شده است تا زندگی پر از عشق و چیزهایی را که از آن سپاسگزاریم، به ارمغان بیاورد. من آن را واقعا الهام بخش و heartwarming پیدا کردم. من بدون هیچ مشکلی خواندن عاقبت را خواهم خواند.

مشاهده لینک اصلی
کتابهای مربوط به مرگ و مرگ بسیار سخت است برای بررسی. شیوه ای که ما به آنها واکنش نشان می دهیم بسیار شخصی است که من در مورد ارزش واقعی بررسی (یا هر چیز دیگر) کارم به خوانندگان دیگر شک و تردید دارم. هنگامی که ما خواندن، ما به کتاب با اسلحه تمیز نمی آیند - ما با سال ها تجربه، دوستی و خاطرات به ما می رسیم که به ما امکان می دهد که از طریق آن داستان را ببینیم. و اگر شما گرایش بدی به اگزیستانسیالیسم دارید، مثل این که من، این کتاب ها تنها با احساسات شما در مقایسه با شخصیت خود، زندگی، انتخاب ها و روابط خود را ارزیابی می کنید. من دو سال زندگی ام را در حال گذراندن در سراسر ایالات متحده انجام پروژه های خدماتی کردم، و بیشتر آن زمان در خلیج فارس بعد از طوفان کاترینا زندگی می کردم. زندگی در یک شهر چادر و خانه ها برای چندین ماه که در اصل به عنوان یک جهان پس از آخرالزمان احساس می شد زندگی من برای من تغییر کرده بود، اما تخریب مطلق منطقه این بود که من در آن بودم، مردم بودند. اکثر مردم که خانه های ما را زده اند، هنوز از تخلیه نشده اند. خانه های آنها در مدت دو هفته کمتر از 10-12 فوت آب بوده است. نکته من این است: ما تقریبا همه وسایل خود را پرتاب کردیم. به سختی چیزی نجات پیدا کرد - در بیشتر موارد، ما چند عکس یا برخی از نقره یا چین پیدا کردیم. من نمی توانم تصور کنم که آن چه برای این خانواده ها بود. آیا بهتر است دوباره به یک کابوس بازگردیم یا برای بازگشت دوباره به یک صفحه خالص و پاک که از آن دوباره شروع کنیم؟ من هنوز نمی دانم اما پس از صحبت با بسیاری از ساکنان، متوجه شدم که بیشتر مسائل آنها به آنها مربوط نیست. آنها زندگی خود را داشتند خانواده آنها. ارتباط آنها با دیگران. من می دانم که آن را به نظر می رسد، اما من احساس می کنم آن چیزی است که بسیاری از ما تمایل به فراموش کردن. حتی زمانی که احساس می کنید همه چیز از دست رفته است، همیشه چیزی وجود دارد که بتواند به آن ادامه دهد. (مشاهده اسپویلر) [هنگامی که کیم به او میگو داستان طولانی خود را از روز به پایان رسید و آن را با، @ شما هنوز هم یک خانواده، @ من از دست دادم. (پنهان کردن اسپویلر)] میا، شخصیتی که اگر من بمانم، پس از حادثه وحشتناک، در بخش مراقبت های ویژه قرار دارد. در حالی که او در یک دولت کمیته است، بخشی از او (روح او) قادر به دیدن همه چیزهایی است که در خارج از بدن او اتفاق می افتد. من آن را جذاب کردم - به طوری که اغلب با یک تماشاگر بیرونی، ما فردی را می بینیم که در مراسم تشییع جنازه خود تماشا می کند و یا تماشا می کند تا ببیند چه اتفاقی می افتد. در مورد مایاس، ما توانستیم همراه با او پیروی کنیم، در حالی که او تصمیم خود را برای اقامت یا رفتن دارد. من مطمئن نبودم چه انتخاب میاس را انجام می دهم، حتی تا آخرین لحظه، و من از این واقعیت قدردانی می کنم - گیل فورمن آن را می گیرد. روابط میان شخصیت ها به من بسیار حساس بود، به خصوص به دلیل اینکه بسیاری از خانواده های فوری من پزشکان و پرستاران هستند، بنابراین من در زمان های زیادی از بیمارستان صرف زمان زیادی کردم. من امروز مقاله ای درباره کاهش خطایbook خواندم. نویسنده در مورد اینکه میزان استفاده از افراد در بررسی کتابهای انتقادی و عینی برای پیشنهادات چه چیزی خواندن و چگونگی تعدیل منتقدان ادبی شدیدا مورد بحث قرار گرفته بود بحث کرد. (منتقدان واقعی ادبی، نه فقط متخصصین) من فکر می کنم در مورد آنچه که من واقعا در بررسی کتاب دنبال می کنم. چه چیزی باعث می شود که آن را بخوانم؟ اگرچه قطعا از مرور کتابهای نیویورک لذت می برم، احتمال بیشتری برای خرید یک کتاب که دوستانم توصیه می کنند، در Goodreads یا در زندگی واقعی بسیار بیشتر است. به من یک بررسی کتاب ذهنی در مورد آنچه یک کتاب ساخته شده شما احساس می کنید و من در سراسر آن را. اگر به همان شیوه عمل کنید، باید بدانید: این کتاب باعث شد که من در آینده احساس خوشحالی میکنم، زمانی که احساس کردم کاملا از بین رفته است، بنابراین برای آن 5 ستاره است. به عنوان مثال، این کتاب فوق العاده بود در قالب صوتی. هنگامی که در مدت زمان طولانی، موسیقی سلولی در پس زمینه بازی کرد و آن را دوست داشتنی به شنیدن آن با توجه به میا یک cellist شگفت انگیز بود. همچنین، داشتن یک شخص در واقع من را بخوانید اشعار آهنگ پدران Mias و شنیدن آدم می گویند سخنرانی او را به او زیبا بود. Id قطعا این کتاب را در قالب صوتی توصیه می کند.

مشاهده لینک اصلی
5 AMAZING STARS - گاهی اوقات شما در زندگی خود انتخاب می کنید و گاهی اوقات انتخاب های شما را انجام می دهید. تصمیم گرفتم این کتاب را بخوانم زیرا متوجه شدم که این فیلم در ماه آینده منتشر می شود! بنابراین من فکر کردم که سرانجام باید آن را بخوانم !!! حالا که من بالاخره دوم را به پایان رساندم، فکر میکنم ... چرا این سری را زودتر شروع کردم؟ چرا ؟؟؟؟ این داستان، شخصیت ها و کلیه این مفهوم کمال بود! این یک داستان دلهره آور در مورد عشق، خانواده و زندگی است! این کتاب مربوط به زندگی و مرگ است. میا یک دختر هفده ساله است که با خانواده اش در حال تصادف با اتومبیل بوده است او همان کسی است که هنوز زنده است و باید تصمیم بگیرد .. اگر او می خواهد ماندن ... اگر او می خواهد به ترک ... فوری از لحظات شاد با خانواده اش، بهترین دوست او کیم و دوست پسر او آدم وجود دارد. عاشق این واقعیت است که موسیقی بخش بزرگی از این کتاب است! موسیقی آنها را به هم نزدیک تر کرد اگر شما این کتاب را بخوانید به عشق آدم خواهی افتاد و قطعا مثل میا! مایی یک شخصیت جالب بود! او یک دختر معمولی بود که مراقب بود در مورد خانواده اش، دوستان و دوست پسر او خیلی آدم بود و آدم خیلی شیرین بود و خیلی دوست داشتم با میا !!! او مایل بود هر کاری که لازم بود انجام دهد میا را پشت سر گذاشت .. (صحنه ای که او به بیمارستان می رود و سه تا به او بروند و آنها را ترک نکنید او او را ببینید ... omg: (من احساس غم و اندوه خود را ... و صحنه که او در نهایت می تواند دیدن او omg: ((من گریه کردم ...) @ آن را خوب، @ او به من می گوید. @ اگر می خواهید بروید همه می خواهند شما را بمانند من می خواهم شما را بیشتر از آنچه که همیشه در زندگی من می خواستی داشته باشم. @ صدای او با احساسات ترک می شود. او متوقف می شود، گلویش را پاک می کند، نفس می کشد، و ادامه می دهد. @ اما این چیزی است که من می خواهم و می توانم بفهمم چرا ممکن است آنچه شما نمی خواهید باشد. بنابراین فقط می خواستم به شما بگویم که اگر بخواهم درک کنم. اگر شما مجبور باشید ما را ترک کنید خوب است. اگر شما می خواهید مبارزه با آن را متوقف کنید، من دوست داشتم رابطه آنها را چگونه در فلاش ببندم! این آهسته و عمیق است! آنها با هم راحت هستند و این چیزی است که من بیشتر دوست دارم در مورد رابطه آنها! اگر دنبال آن هستید یک داستان منحصر به فرد است که به شما در مورد زندگی، خانواده و عشق فکر می کند این چیزی است که شما نیاز دارید! من به شدت توصیه می کنم! نمی تونم صبر کنم برای فیلم !!!! من می دانم که آدم آرام گفت: اما هنوزم اینجا هستم. و من هنوز عاشق تو هستم. @ @ من هم همینطور. @

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب اگر بمانم


#ادبیات اقتباسی - #ادبیات آمریکا - #داستان عاشقانه - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #ادبیات نوجوان - #دهه 2000 میلادی - #پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز - #لیست برترین رمان های ادبیات نوجوان -
#انتشارات هیرمند - #گیل فورمن - #مهرآیین اخوت
کتاب های مرتبط با - کتاب اگر بمانم


 کتاب مرگ ایوان ایلیچ
 کتاب راز داوینچی
 کتاب موزه معصومیت
 کتاب در اولین نگاه
 کتاب خانه
 کتاب تنهایی پرهیاهو