کتاب آخرین تک شاخ

اثر پیتر اس. بیگل از انتشارات پریان - مترجم: آرزو احمی-بهترین رمان ها

Decameron مجموعه ای از Novellas توسط نویسنده ایتالیایی قرن 14th Giovanni Boccaccio (1313-1375) است. Decameron (c.1351) یک سری سرگرم کننده از صد داستان است که پس از مرگ سیاه نوشته شده است. این داستان ها در یک ویلای کشور در خارج از شهر فلورانس توسط ده مردان و زنان نجیب جوان که می خواهند از نابودی طاعون فرار کنند، گفته شده است. مهارت Boccaccios به عنوان یک نمایشنامه نویس به طور استادانه در این پرتره های زنده از مردم از همه ایستگاه های زندگی نمایش داده می شود، با قطعه ای که نشان می دهد The Last Unicorn یک رمان فانتزی توسط نویسنده آمریکایی Peter S. Beagle است و در سال 1968 منتشر شده است. تک شاخ از قبل از حافظه در یک جنگل زندگی می کردند، جایی که مرگ می تواند چیزی را لمس نکند. دوشیزهانی که نگاهی به شکوه و جلال او گرفتند، با دلخوشی که هرگز فراموش نخواهند کرد خوشبخت بودند. اما در خارج از قلمرو عجیبش، زمزمه های تیره و شایعات پیامی را که نمی توانست چشم پوشی کند نادیده گرفت: تکشاخ ها از دنیا رفته اند. او به وسیله یک جادوگر بامزه و یک اسپینستر غیر قابل تحمل کمک کرد تا حقیقت را بیاموزد. اما او حتی از حکمت جاویدان خود میترسید، بدان معنی نیست که در یک جهان که شاهزادهای دیوانه لعنت می کنند و تجسدات تروریستی زندگی می کنند، تنها قاچاق برای یک قاتل قاتل بود. L در انواع مختلفی از واکنش های انسانی....


خرید کتاب آخرین تک شاخ
جستجوی کتاب آخرین تک شاخ در گودریدز

معرفی کتاب آخرین تک شاخ از نگاه کاربران
من باید این را بدست آورم! من این فیلم را در VHS داشتم خاطرات دوران کودکی بزرگ، بزرگ. هاها

مشاهده لینک اصلی
این کتاب از زمانیکه من سالها و سالها را به پایان رساندم، از من دور شده است. من می خواهم رانندگی بزرگراه و خم شدن نور آفتاب از یک پنجره عقب کامیون به طور ناگهانی به من یک خط در یکی از این فصل ها را یادآوری می کنم و تب همیشه به من نگاه می کند و تا زمانی که من به خانه بروم و این تصحیح را تجدید می کند که تبدیل به رؤیت آن فصل می شود که این کتاب را رد می کند. من به هیچ وجه ایمن نیستم، اخیرا به بیمارم افتاده بودم و اولین چیزی که برای من داشتم این بود. چطور می توانم خودم را در برابر آن مصون کنم؟ من نمی دانم. وقتی خودم از خودم میپرسم که آیا واقعا میخواهم آزاد باشم، زمان خودم را از دست می دهم. وقتی که آنها خیلی خوش شانس هستند، زمانی که در کتابی زندگی می کنند که فقط زندگی خود را بیرون و بی سر و صدا . این یک کتاب است به ناظم بی نظیر به نظر می رسد به عنوان یک کتاب احمقانه در مورد تک شاخ ها که به نظر می رسد مثل آن است که علاقه مند به به دست آوردن جمعیت شناختی فراتر از آن از دختران و زیرزمین nerds. اما به این افراد، غم و اندوه من را ابراز می کنم که آنها زندگی خود را با افتضاح باور نکردنی که هرگز این کتاب را خوانده اند، بیان نمی کنند. آخرین انحصار درباره یادآوری گذشته و پیش بینی آینده است و درباره پذیرفتن ضرر و شکست های ما، زمانی که به آنها داده می شود ما، و در مورد یادگیری گنجاندن نقاط روشن در داخل آنها است. این چیزی است که به معنای داشتن و نگهداری آن است. دو شخصیت که از ابتدا در یک ردیف از چوب عبور می کنند، بحث از وجود تک شاخ ها را در ابتدای خنده دار و سپس با گرمی و سپس در نهایت با کمی ترس، غم و اندوه و ترس از عبور از ناشناخته در حالی که آنها تماشا نیست. @ من تعجب می کنم که آیا یک نفر قبل از ما فکر می کرد زمان او یک زمان خوب برای تک شاخ ها است؟ یکی از جنگل ها می پرسد و به زودی ما کاملا واضح می بینیم که پاسخ این است، و همیشه خواهد بود، در قفس های مرطوب، قفس تاریک و حیرت انگیز و ماندگار قرار می گیرد. در این کتاب در داستان سنتی داستان بسیار زیاد اتفاق نمی افتد. تلاش های تک شاخ ها به مرور زمان به قلعه پایان می یابد و به طور ناگهانی اتفاق می افتد و این اتفاق کمتر از نیمی از کتاب است. پس از آن شخصیت ها در یک محیط راکتیو و نبرد عقلانی که هر نویسنده دیگری ممکن است در اینجا به عنوان مسیر اصلی آن جایگزین شده است، جایگزین آن با یک جنگ بازتاب و یادآوری، حافظه و زمان شود. اقدام اصلی در این کتاب در مبارزه با شمشیرهای خیالی، تعقیب جسورانه و اعمال بزرگی از جادوگری انجام نشده است (هرچند که مقدار زیادی از آن وجود دارد، گاهی اوقات این اشتباه ممکن است یک کتاب خشونت آمیز و خونین باشد)، بلکه انتخاب ها و تغییرات شخصیت ها را در زندگی خود می گذرانند. در نهایت، از چندین انتقاد به متن متن سخن می گویم - بدون اینکه بیش از حد دور بشویم، برای نیمه دوم کتاب، در صفحات واقعا عاشقانه وجود دارد و برخی دیگر در مورد چگونگی کافی بودن کیفیت قلب و این باید موافقت کرد اما شما باید به یاد داشته باشید که عاشقانه واقعا به معنای به عنوان به عنوان دیده می شود و به طوری که مردم به دنبال یک ماجراجویی عاشقانه بزرگ توصیه خواهد شد که به جاهای دیگر نگاه کنید. بانوی Amalthea خود را در Liir با خودکشی غیر طبیعی می اندازد که کاملا صادقانه تمام مواردی را که او دارد را از بین می برد، حتی به خودش اجازه می دهد که او را به ساختن همه چیزهایی که او به عنوان یک فرد است و در نتیجه عاشقانه آنها بسیار سبک و دوست داشتنی است، اما به هیچ وجه به دست نیامده است. و چون شما نمیتوانید ادعا کنید چیزی که شما در نهایت حق کسب درآمد را بدست آورید، تنها کسانی هستند که هیچ چیزی را برای آنها نداشتند.

مشاهده لینک اصلی
2.5 - 3 ستاره دیگر برای دانش آموزان Tolkien \u0026 Faerie \u0026 amp؛ سمینار پادکست فانتزی این کتاب یک عاشق \"Goodreads\" را \"بسیار\" * می * کند و نوعی از دیدن افرادی است که از آن می آیند، اما باید اعتراف کنم که من بیشتر از این تجربیات جذاب این کتاب را تجربه نکردم. من نمی توانم اشتباه کنم، Beagle قطعا یک راه با کلمات دارد. پروسس توصیفی او بسیار هیجان انگیز است و برخی لحظات جنجالی واقعی وجود دارد، اما به طور کلی من فکر می کنم او خود را یک عامل مهم در رویکرد او به این داستان می داند. گوشت اصلی من با Beagle در پیشگویی های او است. ما یک داستان داریم که به نظر می رسد در نسخهی پریا قرون وسطایی داستان پری دنیای ما اتفاق می افتد، اما او همواره عناصر آناکونیستی را وارد می کند که فقط برای من درست نیست. معمولا این کارها در تلاش برای طنز انجام شد. من می گویم â € œattemptsâ € با دلیل. این که آیا Schmendrick است (آیا نامش نامی است که هنوز نشان دهنده عدم صلاحیت شخصیت است؟)، نام خود را \"Last Swims of Red Hot\" یا \"Captain Cully\" به طور مداوم به \"â\" € œMr. کودک \"هنگامی که او را با Schmendrick دیدار کرد،\" ùhumourâ € من موفق به من را از داستان به جای مراجعه به من بیشتر در آن است. به همین دلایل است که من هنوز از Whiteâ € ™ از یک بار \u0026 amp؛ پادشاه آینده اکنون اجازه دهید چیزی را در اینجا توضیح دهم: من در برابر فانتزی در برابر طنز قرار ندارم، اما فکر می کنم مواردی وجود دارد که نویسنده باید تصمیم بگیرد که او چه میخواهد بنویسد. برای مثال، ویلیام گلدمن کار بسیار خوبی در «پرنسس بریج» انجام داد که از یک فانتزی پرطرفدار و حتی فانتزی نوشته بود. شاید او فقط دست کم با طنز او نسبت به Beagle داشته باشد؟ من 100٪ مطمئن هستم که همه چیز من می دانم این است که کار Beagles به طور یکپارچه طنز را با فانتزی ترکیب نمی کند و من احساس کردم که من از بین یک @ humourous @ ribbing فانتزی و داستان افسانه ای در مورد عشق و از بین بردن از دست دادن. به نظر من، به لطف نوعی طنز Beagle، Unicorn موفق می شود که به اندازه کافی باقی بماند بدون اینکه سقوط کند. ردبول یک آنتاگونیست به اندازه کافی ترسناک است که، علی رغم ارتباطات آشکار با شخصیت شاه Haggard، قادر به اجتناب از سقوط به طور کامل به تمثیل است. سرنوشت نهایی لیور و شخصیت های دیگر با توجه به توافقنامه پری داستان به اندازه کافی رضایت بخش بود. این به نظر می رسد برای آن خلاصه برای هر چند، کافی است. من این کتاب را دوست نداشتم این عالی نبود این به اندازه کافی خوب بود. بزرگترین شکایت من ممکن است با اوج داستان باشد که من را کمی احساس خستگی کرد. منظورم اینه که واقعا اتفاق افتاده؟ به نظر نمی رسد که هر گونه تصور طبیعی به دلیل اقدامات تکریت یا هر کاراکتر دیگر رخ دهد. به نظر می رسید که داستان \"پایان\" فقط به نظر می رسید. اگر چه شاید Beagle نقطه عطفی در مورد Fairy Tales بود. فقط به نظر می رسید که بول پیام را از طریق فاکتور نوشتاری دریافت کرده بود، در مورد آنچه که اکنون باید انجام دهد و آن را انجام دهد. حتی توضیح بعدی Schlyderry برای Molly در مورد این واقعا به نظر نمی رسید که آن را بیشتر رضایت بخش. در کل، آن هنوز کتاب به ارزش خواندن است. بعضی از بزرگان و لحظات زیبایی وحشیانه، اما برای من حداقل آن را فقط به طور کامل با هم بهم زدن نیست. امیدوارم که چیزهای دیگر Beagle کمی ناهموار باشد.

مشاهده لینک اصلی
ملینچلی با شخصیت های دوست داشتنی فلفل شده است، بهتر است از تولکر به پروسه اضافه شده است! بعضی از شما ممکن است مخالف باشند، اما همانطور که شما این کتاب را خوانده اید، شما با هر کلمه ای از آن زندگی می کنید! شما می توانید طعم و احساس سردی Haggards حفظ، و می دانم که چگونه هر شخصیت احساسی در یک وضعیت خاص در یک زمان خاص است. نوشتن واقعا عاطفی است، من فکر می کنم این صفحه صفحه سه: @ چه کسی می داند؟ بار تغییر می کند آیا شما این سن یک ساله خوب برای تک شاخ ها را می نامید؟هیچ، اما من تعجب می کنم که آیا هیچ کس قبل از ما تا به حال فکر او زمان خوبی برای تک شاخ ها بود. و اکنون به نظر میرسد که داستانهایم را شنیدم - اما با شراب خواب آلود بودم یا به چیز دیگری فکر میکردم. خوب، مهم نیست اگر عجله داشته باشیم، به اندازه کافی کمی شکار میکنیم. بیا! آنها از جنگل خارج شدند، اسب خود را به گله انداختند و به دور انداختند. اما قبل از اینکه آنها از بین نرفتند، اولین شکارچی پشت سرش را نگاه کرد و گفت: همانطور که می تواند یک اسب شاخدار را در سایه ببیند، ستاره ای که در آن شما هستید، جانور ضعیف است. این جهان برای شما نیست در جنگل خود بمانید، و درختان خود را درختان خود نگه دارید و دوستان خود را به مدت طولانی زنده نگه دارید. دختران جوان هیچ ذهنیتی ندارند، زیرا هرگز بیش از زنان قدیمی احمق نیستند. و خوشبختی به شما @ تک شاخ ایستاده بود در لبه جنگل و گفت: با صدای بلند، من تنها تکشاخ است که وجود دارد. @ آنها اولین کلمات بود که او صحبت کرده بود، حتی به خود، در بیش از صد سال .اینکه من منظورم چیست؟ باید خواند

مشاهده لینک اصلی
آن را برای خود بخوانید. یک کلاسیک از نوع آن است. من این کتابmildly جالب @ را پیدا کردم. هرگز من را نمی کشید در حالیکه به اندازه کافی جالب بود که با آن کنار آمدم. نوع آن مانند چای ضعیف، نوشیدنی اما چیزی نیست من بیش از حد خوشحال است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب آخرین تک شاخ


 کتاب وزارت والاترین سعادت
 کتاب کبوترهای وحشی
 کتاب اراگون
 کتاب عصر بی گناهی
 کتاب بیابان
 کتاب افق